مشاهده، تحلیل و تفکیک در مسئله شناسی اهمیت دارند
|
خبرگزاری مهر: |
|
| مدیر گروه فرهنگ و ارتباطات مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق (ع) گفت: مشاهده مسئله، تحلیل و در نهایت تفکیک مسائل باید در مسئلهشناسی مورد توجه قرار گیرند که این تفکیک باید به لحاظ محتوایی، بخشی، جمعیت هدف و شرح وظایفی صورت گیرد. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، در ادامه سلسله نشستهای مرکز افکارسنجی و رصد فرهنگی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، نشست "مسئلهشناسی فرهنگی؛ رویکردی میانرشتهای" روز شنبه نهم بهمنماه 1389 با حضور سید مجید امامی مدیر گروه فرهنگ و ارتباطات مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق (ع) در این پژوهشگاه برگزار شد. امامی در آغاز سخنان خود با اشاره به رویکرد میانرشتهای در بحث مسئلهشناسی گفت: ما همواره در حوزههای گوناگون به دنبال بررسی مسایل هستیم. اما به نظر بسیاری از روشپژوهان در علوم اجتماعی نه تنها پژوهش با مسئله آغاز نمیشود بلکه با ضد مسئله آغاز میشود هر چند از سوی دیگر بسیاری از پژوهشگران نیز بر مسئلهشناسی تأکید بسیاری میکنند. وی افزود: باید میان مسئله، مشکل، ایده، موضوع، دغدغه و معضل تفاوت قائل شد چرا که به نظر میرسد مسئله فراتر از یک مفهوم بسیط است و بیشتر بیانگر کیفیت است تا کمیت. همچنین دستور کار نیز امری فراتر و پس از مسئله است. در واقع کارآفرینان سیاست عمومی باید مسئلهها را به دستور کار تبدیل کنند که برای این کار باید شور و شوقی در جهت حل مسایل وجود داشته باشد. مدیر گروه فرهنگ و ارتباطات مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق ادامه داد: مهمترین چالش در رابطه با نظریههای شناخت مسئله، چالش عینیت و ذهنیت است. بحث نظری دیگر در این حوزه به سه رهیافت اثباتی، انتقادی و تفسیری باز میگردد که هر یک از آنها در بحث از مسئلهشناسی تأثیرات گوناگونی بر جای خواهند گذاشت. وی تصریح کرد: همه مردم مسئلهدان هستند و سعی میکنند مجموعهای از امور را که میبینند همچون یک مسئله مورد بحث قرار دهند. اما در مسئلهیابی، مسایل به شکل روشمند مورد بررسی قرار میگیرند و در نهایت در مسئلهشناسی، مسایل پرورانده میشوند. این پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات در ادامه به موضوع مسئلهشناسی در دانش منطق پرداخت و گفت: در منطق سنتی گفته میشود که باید تحریر محل نزاع کرد. همچنین در تفکر نقدی ما نیازمند شناخت اصلیترین مسئله و مدعای طرح شدهایم. بنابراین در این راستا به کمک شناسایی و بررسی دلایل، ابهامزدایی، شناسایی پیشفرضهای توصیهای (سرنخها)، شناسایی پیشفرضهای توصیفی، مغالطات، علیت و اطلاعات محذوف میتوان مسایل را مورد بررسی قرار داد. وی سپس به بحث مسئلهشناسی در دانش سیاستگذاری عمومی اشاره کرد و یادآور شد: در دانش سیاستگذاری عمومی اصلیترین مرحله، شناخت مسئله است اما باید توجه داشت که ما فقط مسایل را مشاهده نمیکنیم بلکه آنها را ساختدهی نیز میکنیم. در این مرحله تحلیلگر با پیامدهای یک سیاست مواجه شده و یک مشکل پیچیده، مبهم و فرساینده را تجربه میکند، مشکلی که سراسر یک وضعیت را فراگرفته و آن را تحت تأثیر قرار میدهد. امامی با تأکید بر تحلیل سیاستی در تصمیمگیریها خاطرنشان کرد: تحلیل سیاستی یک فعالیت عقلانی است که در طول یک فرآیند سیاسی به انجام میرسد. این فرآیند سیاستگذاری دارای پنج مرحله اساسی است که عبارتند از تهیه دستور کار، تنظیم سیاست، اقتباس سیاست، تحقق سیاست و برآورد سیاست. مدیر گروه فرهنگ و ارتباطات مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق سپس به مصادر و سرچشمههای یک مسئله اشاره کرد و گفت: بحرانهای فرهنگی اجتماعی، منافع افراد و گروههای صاحب نفوذ و آرمانها و ایدئولوژیها در بحث از مصادر و سرچشمههای یک مسئله اهمیت بسیاری دارند. همچنین بحث مناسبات قدرت از دیگر عوامل مؤثر در مسئلهشناسی است. وی ادامه داد: مشاهده مسئله، تحلیل و در نهایت تفکیک مسایل باید در مسئلهشناسی مورد توجه قرار گیرند که این تفکیک باید به لحاظ محتوایی، بخشی، جمعیت هدف و شرح وظایفی صورت گیرد. همچنین در بحث از مسئلهشناسی در سیاستگذاریهای عمومی، میتوان از منظر رهیافتهای گوناگونی چون رهیافت ارزشی و هنجاری، رهیافت عینی، رهیافت نظری و منافع، رهیافت تجربهای و رهیافت دموکراتیک به مسایل نگریست. این پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات خاطرنشان کرد: در پارادایمهای جدید مدیریت استراتژیک اساساً به مسئله نمیپردازند چرا که از این منظر اصل در محیط بر تلاطم و آشفتگی است و در آن روشهایی مانند روندپژوهی و نمودار و نیز طرحریزی یا آیندهنگاری مرجع مورد نظر قرار میگیرند. در این نگاه مسئلهشناسی سازمان، نوعی خبر از محیط و آینده نامحتومی است که در صورت عدم هماهنگی با تغییرات آن، زوال سازمان حتمی خواهد بود. وی در ادامه به دانش جامعهشناسی در رابطه با مسئلهشناسی اشاره کرد و یادآور شد: ما در دانش اجتماعی با مسئلههای خود وارد جامعه میشویم. از سوی دیگر نظریه اجتماعی بر مسئلهشناسی نیز تأثیر میگذارد. امامی افزود: در جامعهشناسی فرهنگی، فرهنگ به مثابه یک رویکرد مورد استفاده قرار میگیرد نه به عنوان یک موضوع. در حالیکه در جامعهشناسی فرهنگ، فرهنگ به عنوان یک موضوع مورد بررسی قرار میگیرد و در آن سعی میشود که هرگز موضوع با مسئله خلط نشود. وی در پایان با تأکید بر اهمیت مسئلهشناسی در نظام فرهنگی امروز ایران گفت: به نظر من ما در نهادهای کلان سیاستگذاری خود باید با مدلهای سیاسی مسئلهشناسی کنیم و در حوزههای بخشی مثل وزارتخانهها با مدلهای جامعهشناختی این کار را انجام دهیم. |
|
نظرات ()
|
گزارشی از سفر به برزیل
گزارش اجمالی و موردی بازدیهای کاری در سفر برزیل در سال 88
سیدمجید امامی
1. دیدار با سفیر جمهوری اسلامی ایران دکتر شاطرزاده
(ضمیمه: گزارش اجمالی مطالب سفیر)
2. دیدار با مدیر بخش رسانهها در وزارت خارجه برزیل
محل: وزارت امور خارجه
نام: مائور یسیو کار والیو
اهم نکات بیان شده:
اهمیت تبادل و مخابره خبر بدون واسطه و فیلتر خبرگزاریهای کشورهای پیشرفته
ساختار غیردولتی روزنامهها و رسانهها در برزیل و حجم بالای نقد از دولت در رسانهها وظایف و مأموریتهای بخش رسانهها در وزارت خارجه برزیل و زمینههای تعامل
3. دیدار از EBC (آژانس ارتباطات برزیل)
((Empresa Brasil de comunica cão
نام ملاقات شوندگان:
EBC دو حوزه مأموریتی دارد. نخست اداره خبرگزاری، روزنامه، رادیو و تلویزیون دولت برزیل که مخاطبان کمی نسبت به سایر رسانههای خصوصی دارد. ثانیاً نظارت کلی و سیاستگذاری رسانههای دیداری، شنیداری و الکترونیک در برزیل که از این جهت مهمترین نهاد محسوب میشود.
EBC سه تحریریه مجزا برای رادیو، تلویزیون و خبرگزاری دارد و در ریو و سان پائولو هم دفاتری فعال دارد. 400 نفر در ستاد EBC به کار مشغولاند. از نظر تشکیلات، EBC زیر نظر شورایی مرکب از نمایندگان وزارتخانههای فرهنگ، برنامهریزی، آموزشی و پرورش و علوم است. این شورا زیر نظر رئیس جمهور فعالیت میکند EBCنهادی جوان است که در چند سال گذشته با تصویب گنگره ایجاد شده است.
تلویزیون EBC صرفا اخبار دولتی و مسائل داخلی سیاسی را پوشش میدهد و قسمت اصلی برنامههای آن در ریودوزانیرو تولید میشود و نام اختصاری آن: TVNBR است و مهمترین بخش خبری آن، خبر 45 دقیقهای صبح و خبر یک ساعته 9 شب است. این تلویزیون در آفریقا و نیز کشور آرژانتین خبرنگار و نماینده دارد. EBC، هشت شبکه رادیویی هم به مجموعه EBC ملحق شدهاند که قبلاً رادیو براس نام داشت.
چهار شبکه تلویزیونی مطرح و معروف دیگر در برزیل (مثل گلوبو، تله سین، تله کولت) کاملاً خصوصی هستند. بهر حال تمرکز اصلی رسانههای خبری برزیل،بر آمریکای لاتین و آفریقا میباشد. به گفته مسوولان EBC، مخاطب NBR در ریو و سان پائولو، بین دو تا 5 درصد است.
4. ضیافت شام سفیر ایران با حضور فعالان رسانهای برزیل برای هیأت ایرانی
محل، سفارت ایران – برازیلیا
برخی میهمانان:
1- خانم کلودیا گنزالوس مشاور رئیس و تهیهکننده تله هکورد (RECORD)
2- آقای آئودوگا مبوآ (Aldo Gamboa) (آرژانتینی الاصل): نماینده و مدیر دفتر «خبرگزاری فرانس پرز» در برزیل
3- آقای ایوان گودای (IVAN Godoy) رییس شبکه رادیویی تلویزیونی سنا DIO SENADO) (RA
4- خبرنگار و نویسنده مجله ایستومه
5- برخی مسوولان EBC
توضیح: تلویزیون هکورد (R در زبان پرتغالی غالباً ﻫ خوانده میشود)در واقع وابسته به کلیسای پروتستان برزیل است که برنامه های آن غالباً سرگرمی است اما از دو سال پیش کانال خبری هم راهاندازی کرده است. دو نکته مهم در مورد این تلویزیون:
1- این تلویزیون عملاً اهداف مذهبی دارد اما غیرمستقیم و از طریق برنامهریزی سرگرمی، آموزشی و مستندهای خبری، اهداف و پیامهای مدنظر را منتقل میکند.
خانم گنزالوس تهیه کننده این تلویزیون یکبار به ایران سفر کرده و بسیار علاقمند است تا باز هم از ایران برنامه تهیه کند.
2- این تلویزیون پر مخاطبترین تلویزیون مذهبی در برزیل است.
5. روزنامه گلوبو
گلوبو، بزرگترین سازمان رسانهای خصوصی در برزیل است. روزنامه گلوبو، زیر نظر این سازمان (خانودگی) در ایالت فدرال و شهر برازیلیا منتشر میشود.
برخی افراد ملاقاتشونده: سرجیو فادول، سردبیر/ الیان الیویرا، از خبرنگاران
مکان: ساختمان بزرگ شاپینگ برازیلیا
تیراژ روزنامه بین 260 تا 270 هزار است که در آخر هفته به 300 هزار هم میرسد. این رقم به نظر مسوولان روزنامه در یکشنبهها گلوبو را در صدر پرفروشها قرار میدهد و در طول هفته هم روزنامه سوم برزیل از نظر تیراژ است. اما مؤسسه مطبوعاتی گلوبو، چند نشریه دیگر را هم منتشر میکند. روزنامه گلوبو 84 سال پیش تأسیس شد و در مجموع منتقد دولت و متأثر از صهیونیستهاست و اخبار خاورمیانه را مثل دیگر رسانههای برزیل از آژانسهایی چون رویترز اخذ میکند.
6. روزنامه فولیو (FOLHAO DE S.PAULO)
مکان: دفتر اصلی گروه فولیو در سان پائولو
افراد ملاقاتشونده: رودریبو (سردبیر بینالملل)، لوئیس فراری ( خبرنگار)، کارولینا ویلا نووا (خبرنگار)
این گروه مطبوعاتی – رسانهای در سال 1921 تأسیس و نام اولیه آن «فولهدا تارجی» بود که از دهه 60 این نام تغییر کرد. در ایام هفته حدوداً 330 هزار تیراژ دارد و با او استادو، مهمترین رقیبش، دو روزنامه اول ایالت بزرگ سان پائولو هستند. هدف اصلی این روزنامه بسط توسعه سیاسی در کشور است. روزنامه دیگر این گروه، آگورا است که عامهپسند و ارزانتر است تا طبقات پایین بتوانند آن را بخرند. گروه با خبرگزاریهایی چون آسوشیتدپرس، رویتر و AFP قرارداد خبری دارد ضمناً با 4 روزنامه از جمله نیویورک تایمز و لوموند روابط وثیق خبری دارد. خبرنگاران خارجی ثابت روزنامه هم از دیگر مزایای آن است: 3 نفر در ایالات متحده، و در آرژانتین، چین، ونزوئلا و سوئیس هم خبرنگار دارد در ایام انتخابات دهم ریاست جمهوری خبرنگار این روزنامه در چین برای پوشش انتخابات به ایران آمد.
یکی از خبرنگاران فولیو، جوانی خوش برخورد و مسلط به زبان انگلیسی به نام سیروس افشار است که پدرش ایرانی است.
7. گروه رسانهای او استادو (روزنامه) (O Estado de são Paulo S.A.)
مکان: ساختمان اصلی گروه (Paulo S.A.)
افراد ملاقاتشونده: سردبیر و دبیر بینالملل
او استادو یک گروه رسانهای است با چندین نشریه، تلویزیون اینترنتی و یک خبرگزاری که معروفترین آنها روزنامه استادو است با بیش از 350 هزار تیراژ در روز و دفاتر خارج از برزیل در رم، لندن، پکن، برن و نیویورک.
مسوولان این روزنامه برعکس گلوبو و فولیو علاقه بسیار زیادی به ارتباط بیواسطه خبری و رسانهای با ایران و پوشش واقعی جریان و اخبار منطقه دارند. تحریریه بسیار عظیم روزنامه با بیش از هزار متر مساحت، به جز او استادو چندین هفتهنامه، ویژهنامه و نشریه دیگر را نیز آماده میسازد. استودیوی تلویزیونی سادهای برای آمادهسازی روزانه 3 تا چهار گزارش جهت تلویزیون اینترنتی نیز در همان تحریریه، دیده میشود.
8. گروه مطبوعاتی – رسانهای کوهیو (CORREIO BRAZILIENSE)
مکان: ساختمان اصلی D.A در برازلیا
ملاقاتشوندگان: آنا پائولا ماکدو:
کوهیو هم مانند دیگر گروههای فرهنگی – رسانهای مطرح برزیل صاحب رادیو، سایت، انتشارات، تلویزیون و... میباشد.
9. روزنامه اکونومی والور (ECONOMICo Valor)
مکان:
ملاقاتشوندگان: سردبیر: پدر وکافاردو
دبیر بینالملل: هومبرتو ساکوماندی
والور (به معنی ارزشها) بزرگترین روزنامه اقتصادی در برزیل است که 50 درصد سهام آن، متعلق به گلوبو و 50 درصد دیگر متعلق به گروه فولیو است و اساساً این دو روزنامه بخاطر احساس نیاز به یک ارگان تخصصی اقتصاد، با هم این روزنامه را 10 سال پیش -1998- تأسیس کردند.
10. ساختمان مرکزی تلویزیون گلوبو
ملاقاتشوند: ویلیام واکر (معروفترین خبرنگار و مجری شبکه)
/مسئول روابطعمومی شبکه: ریکاردو فروتا
گروه گلوبو، بیشک بزرگترین گروه رسانهای در برزیل است و نگاه نسبتاً بیطرف آنها به مسائل بینالمللی، اهمیت آنها را برای رسانههای ایران دوچندان میکند. تلویزیون گلوبو، مهمترین محصول گروه رسانهای گلوبو یا همان پسران صاحب کمپانی است که دفتر آن در سان پائولو قرار دارد. با منظرهای بسیار زیبا مشرف به یکی از پلهای معروف شهر که ظاهراً در ساخت آن باز همین گلوبو، مؤثر بوده است. تلویزیون گلوبو، بزرگترین تلویزیون مستقلاً پرتغالی زبان جهان است و از طریق ماهواره و کابل در تمام دنیا قابل دریافت است. سه کانال دارد و حجم بیننده برخی از برنامههای آن در برزیل به بیش از 70 میلیون نفر میرسد.
یکی از این کانالها (SP TV) است که هر روز دو بخش خبر ایالتی و یک خبر ملی دارد. در تحریریه خبر گلوبو، بیش از 150 نفر در هر شیفت مشغول پخت و پز اخبار و تحلیلها هستند و هشت دفتر خارجی هم آنها را در تهیه اخبار کمک میکند (توکیو، لیسبون، تلآویو، پکن و البته در آمریکا) یکی از معروفترین برنامههای گلوبو، برنامه ویژه کشاورزان است که ساعت 15/6 دقیقه صبح پخش میشود و خیل عظیم کشاورزان شمال برزیل، غالباً آن را از دست نمیدهند. دقت کنید به ساعت (تایم) برنامه: 15/6 دقیقه صبح در زمستان (که نگارنده در برزیل بود)؛ این موقع طلوع آفتاب است.
اخبار شبانگاهی گلوبو به زعم مسوولان شبکه 80 میلیون بیننده دارد. دهها استودیو و بخش دیگر، تقدم و پیشرفت فنی – رسانهای گلوبو نسبت به سایر رسانههای آمریکای لاتین را نشان میدهد. اما جذابترین فرد در گلوبو، ویلیام واک است. خبرنگار آزاد و مجری – مؤلفی که انقلاب اسلامی از کانال او برای پرتغالی زبانها، ترسیم و توصیف شده است.
11. روزنامه، رادیو و تلویزیون مستقل دانشگاه سان پائولو
ملاقات شوندگان:
-مارسلو رولمبرگ، مسئول ارتباطات اجتماعی دانشگاه و سردبیر هفتهنامه رسمی دانشگاه: (Jornal de USP)
- کلسوسانتون فیلهو: مسئول رادیو USP یا همان رادیوی دانشگاه
دانشگاه سان پائولو بزرگترین دانشگاه آمریکای لاتین است و یکی از مزیتهای آن، تأکید بر میان رشتهای ها است که البته بخاطر ساختار پژوهش محور (نه مدل آموزش محور آمریکایی) تحصیلات عالیدر بالغ بر 700رشته در آن، مقدور شده است. البته جالبتر از همه ارگانهای رسانهای دانشگاه بود که از همه نظر تکمیل است. هفتهنامه و یک رادیو با مخاطبان عمومی میلیونی خارج از دانشگاه. تأکید رادیو بر ارائه دستاوردهای علمی، چارچوبهای توسعه و دانش محور کردن جامعه است.
12. مسجد براس (مرکز اسلامی جمهوری اسلامی ایران در سان پائولو)
نام اصلی مسجد، محمد رسولالله است که بیش از 20 سال پیش به همت جمهوری اسلامی ایران برای شیعیان سان پائولو که غالباً لبنانی و سوری هستند ساخته شد. در سال 1986 ،سفارت ایران زمین فعلی مسجد را خریداری کرد و با کمکهای مردمی در سه طبقه با امکانات نسبتاً مطلوبی از جمله نمازخانه اصلی، حسینیه، سرویس بهداشتی، آشپزخانه، دفتر و محل اقامت امام جماعت و... مرکز را احداث کرد. در مراسم اصلی مسجد (مانند عاشورا، احیا و...) 5 تا 6 هزار نفر شرکت میکنند اما نماز جماعت مغرب و عشاء و ظهر و عصر با کمتر از 30 مأموم برگزار میشود. (شبهای جمعه وضعیت بهتر است) کلاسهای عقیدتی، جلسات گفتگوی ادیان، ماهنامه و... از دیگر فعالیتهای امام جماعت لبنانی مرکز، شیخ ابوریاء میباشد.
13. موزه بزرگ پائولیستا
ضمیمه:سخنرانی سفیر محترم در دیدار اول
مقدمه:
13کشور در آمریکای لاتین وجود دارند که برزیل با 11 مورد از آنها هم مرز است. برزیل یعنی 65 تا 70 درصد آمریکای جنوبی در همه حوزهها .حدود 200 میلیون نفر جمعیت و 8 میلیون کیلومتر مساحت دارد.تولید ناخالص ملی GDP)) 1650 میلیارد دلار در سال
خودشان میگویند ششمین اقتصاد دنیاهستند ولی گزارشهای جهانی عدد 7 را نشان میدهد.
رشد اقتصادی برزیل حدود 5/4 تا 9/4 درصد است که امسال کمی پایین آمده است.
تورم حدوداً 4 درصد در 2008 داشتهاند. حجم تجارت خارجی 370 میلیارد دلار است که اغلب آن صادرات است. برزیل مخزن مواد غذایی دنیاست. 400 میلیون هکتار زمین کشاورزی قابل کشت عالی دارند که فقط از 300 میلیون هکتار آن استفاده میشود.
سایر کشورهای آمریکای لاتین هیچ چیزی ندارند که بخواهند با برزیل رقابت کنند. دو پیمان مهمی که برزیل رهبری آن را در واقع برعهده دارد عبارتنداز:
پیمان مرکوسورکه بازار مشترک است
پیمان آناسور
سیاست خارجی
تئوری مرکز – پیرامون تئوری برزیلیها در سیاست خارجی است.
آنها معتقدند برزیل اولین قمر این مرکز است و باید کم کم در کانون قدرت جهانی قرار گیرد. یعنی باید عضو شمال باشند. وضعیت بینالمللی اینها خیلی مستحکم شده است.
برزیل در مسأله اعراب بیشتر همگام با مصر و سعودی است. نیزدر مساله صلح جهانی، آفریقا، خاورمیانه کاملاً فعال هستند.
سیاست داخلی
دولت فعلی چپ است. تا 1984 در کشور دیکتاتوری نظامی بود (ولی اوج دیکتاتوری تا دهه 60 بود) و از آن پس احزاب شکلگیری جدی داشتندکه عمدتاً احزاب راست بودند. از 2003 هم لولا به عنوان رییس حزب کارگر رییس جمهور شد. میشود گفت لولا به جهت سیاسی بیسواد است. کارگر بوده است. سپس مبارزه میکند در سندیکاهای کارگری و توانست با کمک کشیشها نهضت چپ را در برزیل راه اندازد و از عوامل موفقیت او هم ،همراهی کلیسای رهایی بخش و نهاد دین بود. می دانیم که برزیل مرکز نمایندگی واتیکان در کل آمریکای جنوبی است.
لولا، کاملاً مردمی است، در دل مردم و محبوب مردم اما حزب متبوعش –کارگر- محبوب نیست و در انتخابات آینده احتمالاً رأی نمیآورد. حزب رقیب، حزب سوسیال دموکرات است. البته برزیل 30 حزب شناسنامهدار دارد ولی 3 تا 4 تا فعال هستند.
در برزیل احزاب مطرح به نوعی اسم و علامت اختصاری دارند:
حزب PMDB حزب جنبش دموکراتیک برزیل – میانهرو – قویترین حزب است.
حزب PT حزب کارگر
حزب PSDB حزب سوسیال دموکرات – احتمالاً در دور آینده رأی خواهند آورد. هم اهل سیاست وهم رسانه هاخیلی هم اهل پول و رشوه و معامله هستند (مثال: یکی از مجلات همین دو روز پیش یک سند محرمانه وزارت خارجه مربوط به سفر اخیر متکی را منتشر و دولت برزیل ا تحت فشار زیاد گذاشتهاند).
برزیل از جهت تقسیمات: 27 ایالت است
26 ایالت: اختیارات مستقل زیر نظر فرماندار دارد – مثلاً فرماندار سان پائولو که ایالت او، 40 میلیون جمعیت دارد و 38 درصد تولید ناخالص ملی در این ایالت است – خیلی قدرت دارد و همه سیاستمداران مهم از همین ایالت آمدهاند. فرماندار اختیارات در حد رئیس جمهور دارد.ایالت فدرال برازیلیا (GBF) زیر نظر دولت است. اولویت دیپلماسی ما در برزیل: 1- اقتصاد 2- فرهنگ 3- سیاست
برزیل 8 تا 10 میلیون عربتبار دارد: (7 میلیون لبنانی ومابقی سعودی) که 2 میلیون نفر مسلمان هستنددر ایالت پارنا – شهر کورچیبا-ودر سان پائولو ،محله براس – مساجد – عمده تجارت دست عرب تبار هاست واز513 نماینده کنگره 15 وکیل لبنانی الاصل هستند.
شهردار سان پائولو لبنانی لاصل است. رییس پارلمان لبنانی است و قوم خیلی معتبری هستند بزرگترین بیمارستان سان پائولو متعلق به لبنانیهاست – یکی از دلایل علاقه برزیل به شرکت در فرایند صلح خاورمیانه رأی و نقش همین عرب تبارهاست-
یک پدیده مسنضعفگونه در برزیل: (جنبش مردم بدون زمین) – دهقانهایی که روی زمینهای بزرگ اشراف کار میکنند – به این وسیله پیگیری مطالبات خود را میکنند. دو گروه بشدت الان علیه ایران کار میکنند، نفوذ بسیار جدی هم دارند:
صهیونیستها
بهائیها ؛ اینجا(بخاطر نزدیکی با کاستاریکا)یکی از مراکز و کانونهای بهائیان است و سال گذشته محفل سالانه بهائیان اینجا تشکیل شد. وزارت خارجه و مجلس از اینها متأثر هستند.
حوزه رسانه و مطبوعات
رسانهها در برزیل عمدتاً خصوصی هستند (بیش از 80 درصد) مجموعه رسانههای دولتی (خبرگزاری رادیو تلویزیون – تلویزیونهای ایالتها) تحت پوشش یک شرکت است به نام (EBC) (شرکت ارتباطات برزیل) که زیر نظر رئیس جمهوری است. سیاستگذاری رسانهای بخش خصوصی هم در همین جا صورت میگیرد
در بخش خصوصی، رسانههای مهمی دارد ولی همه ایالتی هستند و رسماً ملی نیستند.
کولیادوسانپائولو (پرتیراژترین )/ کوریو برزیلین/ او گلوبو (مقر در ریو) استادوسان پائولو رسانه ها اغلب تحت تأثیر صهونیستها هستند ولی برخی کاملاً در خدمت یهودیهاست مثل اپوسه یا مجله وجا (که مجله ای پرتیراژ است) ولی برخی نسبت به ایران زمینه مثبت دارند مثل کوریو.
فیلم ایرانی خیلی زیاد در برزیل مورد احترام است. التماس میکنند که فیلم ایرانی بیاورید و نشان دهید. در حوزه مدیریت فرهنگی خیلی به ایران علاقه دارند اما در عوام اصلاً شناختی به ایران ندارند.
معاون وزیر خارجه برزیل به من گفت: ما در همه عرصهها تولیدکنندهایم ولی در عرصه اطلاعات مصرفکنندهایم (امپریالیزم خبری )خودشان اقرار میکنند که تحت امپریالیزم رسانهای هستند. لولا خودش میگوید که ما مغلوب رسانههاییم.
--------------------------------------------------------------
ضمنا با عرض پوزش از مخاطبین گرامی، بدین جهت که نرم افزار اینترنت اکسپلورر، وبلاگ را به درستی نشان نمیدهد، لازم به ذکر است، لطفا فعلا وبلاگ را با نرم افزارهای موزیلا فایرفاکس یا اپرا یا سایر نرم افزارهای جستجوگر، مشاهده کنید. مشکل مذکور، ان شاء الله هر چه زودتر رفع خواهد شد.
مقاله بنیادهای نظریه انتقادی ارتباطات
چکیدۀ مقاله:
مقالۀ مروری حاضر، در پی معرفی و باز شناسی عمده ترین نظریات انتقادی حوزه ارتباطات و رسانه هاست که در ابتدا سعی در کالبد شکافی این موضوع دارد که اساسا در کتب نظریه؛ به کدام نظریات، انتقادی گفته می شود. به همین منظور خصوصا با استفاده از دیدگاه های برنارد کریگ به چارچوب های اصلی نظریه پردازی ارتباطی می پردازد. سپس به تفصیل وارد پنج مکتب عمده مطالعات اجتماعی در قرن بیستم شده و هر یک را از منظر نقادی نظری وضعیت ارتباطات و رسانه ها در جهان معاصر، بررسی می کند. نگارنده سعی کرده تا نسبت های احتمالی (اشتراکات وافتراقات کلیدی) نظریه ها با هم را نیز مطالعه نماید و به تصویری واقعی از آن نظریه در عالم مطالعات انتقادی دست یازد.
متن کامل مقاله را از اینجا دانلود کنید.
مقالۀ احیای روابط امام و امت
یکی از موضوعات حوزه مطالعاتی فرهنگ و ارتباطات سیاسی، رابطه رهبران یا دولتها با پیروان و شهروندان است. الگوهای نظری ویژهای نیز در چند سده گذشته در نظریات اجتماعی، سیاسی و سایر مطالعات اندیشمندان غربی برای بررسی جوامع و انقلابهای مختلف از این منظر تدوین و ارائه گردیده است. در تعالیم قرآن و مکتب سیاسی تشیع (خصوصاً در نهجالبلاغه امیرالمؤمنین) منظومهای شیوا از این مباحث وجود دارد. به نظر نگارنده حضرت امام خمینی(ره) با تمسک و الهام از آنها در رابطه با پیروان و مردم الگویی متفاوت را مهندسی و پیاده نمودند که کمتر مورد ارزیابی دقیق قرار گرفته است.
این مقاله ضمن مطالعه مختصر ماهیت روابط دولت و ملت در نظامهای غربی ظرفیتها و مولفههای ارتباطی ویژهای که در جامعه شیعی اقتضای روابطی متفاوت را ایجاد میکند (محبت، خدمت و ...) بررسی نموده و در انتها الگویی کارآمد و بومی برای شناخت چیستی و چگونگی رابطه امام خمینی (ره) با مردم در جریان نهضت و انقلاب اسلامی ارائه مینماید. در تمام این مراحل اندیشه و گفتار امام خمینی مدنظر بوده است تا این تحلیل هر چه بیشتر به موضوع مقاله نزدیک گردیده و صرفاً یک الگوپردازی نظری نباشد. در یک گذر تاریخی، جامعه شیعی در عصر غیبت تا پیش از رسمیت ایده ولایت فقیه با دو نهاد رهبری سرو کار داشت. نخست محدثین و سپس فقها اما ظهور شخصیت ورهبری امام خمینی(ره) الگوی اصیل تری از روابط سیاسی در جامعه شیعی را به عرصه آورد که آنرا بررسی خواهیم کرد.
به نظر نگارنده بدون شناخت ماهوی سه اصل امام، امت و رابطه هم دلانه میان آن دو، مطالعه فرهنگ و ارتباطات سیاسی در جامعه شیعی ناقص خواهد بود و ورود این مفاهیم به حوزه علوم اجتماعی ایران، خواهد توانست امکان مطالعه میانرشتهای و بومی چنین موضوعاتی را گسترش دهد.
متن کامل مقاله را از اینجا دانلود کنید.
کلاسهای عمومی سید مجید امامی
عید قربان مبارک باد.
هم اکنون، سید مجید امامی، علاوه بر کلاسهای دانشگاه امام صادق، در دو دانشگاه، دو کلاس عمومی و آزاد برگزار میکند که علاقه مندان میتوانند در آنها شرکت کنند. این دو کلاس به این شرح است:
١. جامعه شناسی و تجدد، بازخوانی کتاب "درآمدی تاریخی بر نظریه اجتماعی" آلکس کالینیکوس، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، شنبه ها، ساعت 15:30، به کوشش انجمن علمی علوم سیاسی.
2. سیر تحلیلی تمدن و فرهنگ در غرب، دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقیقات، دوشنبه ها، ساعت 13، که از 24 آبان شروع شده است.
یادداشتی برای ورودیهای جدید به دانشگاه امام صادق
تعبیر معروف "اغتنم فرصۀ بین العدمین" صراحت در نحوه سلوک و برنامه ریزی مومنین در رفتارها و کنش های فردی و اجتماعی آن ها است. واقعا غنیمت شماری فرصت که در تعبیر امیرالمومنین (ع) هم آمده است (اغتنم الفرص) چه ماهیتی دارد. برای پاسخ باید دو مفهوم اغتنام و فرصت را کالبد شکافی کرد. البته من در این واگویه با دانشجویان عزیزی که احتمالا در نیمسال های آینده برای نخستین بار به نحوی با آنان تعامل خواهم داشت، نمی خواهم از این دست فلسفه بافی ها داشته باشم. فقط میخواهم خودم و شما را به تاملی دوباره درباره فرصت هایی که خداوند به همه ما، به جامعه ما، به تمدن ما، به انقلاب ما داده و می دهد، طلب کنم. من به تمام معنا، دانشگاه امام صادق (ع) را یک فرصت می دانم، فرصتی که می توان آن را به تهدید تبدیل کرد. فرصتی که در این برهوت غربزدگی و شخصیت زدگی و کم کاری موجود بر اکثر فضاهای آکادمیک، سروش خودآگاهی، دین مداری و تلاش، همت و کار مضاعف است. دانشگاه امام صادق علیه السلام یک فرصت است، نه یک گلستان دین و علم و اخلاق، فرصتی که می تواند با وجود نسل شما، جبهه و پیشانی تعالی فرهنگی و مرجعیت معرفتی جمهوری اسلامی باشد. به امید آن روز...
تاثیر مسلمین در اروپا
تمهیدی بر مطالعه غربزدگی جنبشها و جریانهای فکری – اجتماعی معاصر در جهان اسلام با نگاهی دیگر به تاثیر مسلمین در اروپا
این مقاله نوشته ی سید مجید امامی برای درس تمدن اسلامی دانشگاه امام صادق (ع) است که مقدمه ی آن را میخوانید:
مقدمه:
هر ارزیابی و نقد منصفانه، عالمانه و مفید اصلاح و تغییر، مستلزم چشمداشت و توجه به تفسیر و تبیینی است که بیشترین میزان تطابق با واقعیتهای مدنظر را داشته باشد. بر همین اساس، مطالعات و تأملات نظری پیرامون پیشفرضها و مقدمات نظری هر مکتب و جریان، از اهم لوازم و شرایط شناخت و درک آن اندیشه است. از نقاط عطف تاریخ مسلمین در چهارده قرن اخیر، حرکتها، جنبشها و نهضتهای فکری – اجتماعی یکصد ساله اخیر است که در پاسخ به محیط بحران فراهم آمده[1] در سرزمینهای اسلامی، بروز و ظهور یافتهاند. این بحرانها که در طیفی گسترده، صورتهای گوناگون سیاسی، فرهنگی و اقتصادی داشتهاند، در هسته خود، حاوی بحران هویتی عمیق بودهاند که تعیین کننده جهتگیریهایی – از انفعال گرفته تا فعلیت – بوده است. این پرسش یا نزاع اساسی، منشأ و منبع مهمی برای "غربزدگی و شیفتگی" برخی متفکرین مسلمان در برابر تمدن مدرن بوده است. چه آنکه برخی مبهوت و دست به دهان عظمت و صلابت بنای افراشته علم و تکنولوژی در غرب گشتند و تنها راه بقا را در خودباختگی نسبت به این میراث جادویی دیدند و حتی متأثر از غربیانی چون ارنست رنان، اسلام و علم را در مقابل هم قرار دادند، بدون آنکه به سابقه و سیر درونی تاریخ علم در اسلام و اروپا توجهی کنند و گروهی دیگر هم در آنسوی میدان، که دغدغه بیشتر و البته مطالعات صرفاً تاریخی داشتند، به وحدت و اتحاد بیچون و چرا و ماندگار میان علم در جهان اسلام با دستاوردهای علمی امروز تمدن مدرن حکم دادند چرا که میدیدند که در طلیعه رنسانس، با نهضت ترجمه، پایهها و ذخیرههای ارزشمند علوم مسلمین به اروپا منتقل و زمینهساز تحولات علمی و فرهنگی بعدی شد و البته به ظاهر این گزارش تاریخی، نقص وارد نیست اما تأمل بیشتر میطلبید و میطلبد. بهرحال به نظر میرسد قبل از هر نوع مطالعه در ابعاد و سطوح "غربزدگی"[2] جریانهای فکری- سیاسی جهان اسلام بایستی نظری در ماهیت، حقیقت و نسبت تاریخی اسلام و غرب و ارتباطات میانفرهنگی این دو تمدن افکند و این سابقه تاریخی که مشحون از تأثیر و تأثر و جذب و دفع بوده را در افقی عالمانه، به صحنه انصاف و داوری آورد. آیا مسلمین در اروپا تأثیر گذاشتهاند؟ اگر آری، در چه دوره یا دورههایی از تاریخ؟ این تأثیر چه نقشی در کلیت روابط دو طرف داشته است؟ این تأثیر از چه نوعی بوده است؟ ماهیت و ابعاد این تأثیر چه بوده است؟ اگر تأثیر علمی مسلمین بر اروپا در قرون وسطی یا در آستانه رنسانس چشمگیر بوده آیا این به معنای ظرفیت درونی آموزههای اسلامی برای پردازش و طراحی تمدنی مستقل و شکوفا، آنسان که علم در اروپا با تمدن غربی کرد، نیست؟ اگر نه چرا؟ آیا نقش تأثیرگذاری، به این معناست که ماهیت علم غربی را با سرچشمههای طبیعی آن، یعنی علوم مسلمین، متحد و مشترک بدانیم؟ آیا برای پاسخ به برخی از این سؤالات، ناچاریم تا مطالعهای تاریخی داشته باشیم اما این اصل، بدین معنا نیست که خود را تسلیم ظاهر و سطح گزارشهای تاریخی از روابط اسلام و غرب که عمدتاً حاصل قلم مستشرقین غربی است، بدانیم. مستشرقینی که عمدتاً روایت و حکایتهای خود از تاریخ مسلمین و سرزمینهای آنها را با محور قراردادن دو هدف به نگارش درآوردهاند: 1- محدود ساختن آثار و دستاوردهای مسلمین در کالبدهای مادی، ظاهری و دنیایی؛ 2- برتر شمردن عقل آریاییها و اروپاییها نسبت به عربها و سامیها و نهایتاً تحقیر عرب[3]؛ عالم، فقیه و رهبر کبیر بزرگترین حرکت بیدارگر و هویتساز تاریخ معاصر اسلام، حضرت امام خمینی در این باره میگوید: "اسلام یک وقتی نصف دنیا را گرفته بود و داشت میرفت جلو، کتاب گوستاو لوبون[4] را بخوانید، تمدن اسلام را، آن رفته است اسلام را از چشم مادی نگاه میکند او اصلاً نمیفهمد اسلام یعنی چه؟ اعتقاد هم نه به مسیح دارد و نه به اسلام، او تمدن را عبارت از این ستونها میداند (صحیفه نور- جلد 1- ص 92). " در این مقاله تلاش میشود با کنار هم قرار دادن دو نگاه تاریخی و نظری به تأثیر مسلمین در اروپا و زوایای این نقش برجسته، به پاسخی روشمند و منطقی برای پرسش از رابطه "علم در اسلام با علم در غرب" دست یازیم.
٢- تأکید میشود که در این گفتار معنای عامی از غربزدگی مدنظر است که همان ناتوانی، نقص یا اشتباه در شناخت واقعی غرب مدرن و انحراف در برقراری نسبتی صیح با تمدن جدید است.
٣- برای مطالعه ن ک به الویری، 1381، در باب فلسفه و روش شرقشناسی به مثابه استعمار هم ن ک به سعید، 1361
۴- محقق، روان شناسی و مستشرق شهیر فرانسوی که بخاطر کتاب تمدن اسلام و عرب، در فضای فرهنگی ایران دهه 40 و 50 مشهور شد.
-------------------------------------------------------------------
متن کامل مقاله را میتوانید از اینجا دانلود کنید
نگاهی دیگر به تأثیر آثار علمی مسلمین بر تمدن غرب؛ ارتباطی میان فرهنگی
مقاله ی "نگاهی دیگر به تأثیر آثار علمی مسلمین بر تمدن غرب؛ ارتباطی میان فرهنگی"، نوشته ی سیدمجید امامی در شماره ی اول (پاییز و زمستان ٨٨) دوفصلنامه فرهنگ و ارتباطات، به صاحب امتیازی مرکز تحقیقات علوم انسانی و اسلامی دانشگاه امام صادق علیه السلام، منتشر شده است.
چکیده ی مقاله:
آیا مسلمین در اروپا تأثیر گذاشته اند؟ اگر آری، در چه دوره یا دوره هایی از تاریخ؟ این تأثیر چه نقشی در کلیت روابط دو طرف داشته است؟ این تأثیر از چه نوعی بوده است؟ ماهیت و ابعاد این تأثیر چه بوده است؟ اگر تأثیر علمی مسلمین بر اروپا در قرون وسطی یا در آستانه رنسانس چشمگیر بوده آیا این به معنای ظرفیت درونی آموزه های اسلامی برای پردازش و طراحی تمدنی مستقل و شکوفا، آنسان که علم در اروپا با تمدن غربی کرد، نیست؟ اگر نه چرا؟ آیا نقش تأثیرگذاری، به این معناست که ماهیت علم غربی را با سرچشمه های طبیعی آن، یعنی علوم مسلمین، متحد و مشترک بدانیم؟ آیا برای پاسخ به برخی از این سؤالات، ناچاریم تا مطالعه ای تاریخی داشته باشیم؟ این اصل، بدین معنا نیست که خود را تسلیم ظاهر و سطح گزارش های تاریخی از روابط اسلام و غرب که عمدتاً حاصل قلم مستشرقین غربی است، بدانیم. در این مقاله؛ تحلیلی از تأثیر علم ودانش مسلمین بر اروپا به عنوان ارتباطی میان فرهنگی (تا قبل از آغاز انحطاط و قرن دهم هجری) در چهار حوزه حکمت و فلسفه، علوم پایه، علوم طبیعی و ادبیات، ارائه شده است.
متن کامل مقاله را میتوانید از اینجا دانلود کنید.
← صفحه بعد


نظرات ()