حکمت و جامعه

وبلاگ سید مجید امامی

متن صحبتهای سیدمجید امامی در حضور مهندس ضرغامی

متن صحبتهای سید مجید امامی در جلسه پرسش و پاسخ مهندس ضرغامی، رییس سازمان صدا و سیما، در دانشگاه امام صادق، سال ٨٧:

-----------------------------------------------------------

بسم الله الرحمن الرحیم

 

من در دو سه محور، خیلی سریع خدمت هم دانشگاهی های عزیز و آقای مهندس یک سری مطالبی را که حاصل هشت سال کار در سازمان صدا و سیما و دقت در عملکرد رسانه ملی است، از یک موضع فرهنگی بیان می کنم و بعد تاکید می کنم که مسئولین رسانه ملی به صورت نسبی از متعهدترین و مومن ترین گروه ها در مدیران کشور هستند. طبعا ما شکی نداریم و هرآنچه در نقد و ابهام وجود دارد مربوط به ساختارها و فرآیند ها می شود، نه مربوط به عاملیت ها و این را پیش فرض همه صحبت های خودم قرار می دهم.

فقدان فرآیند مدیریت پیام در سازمان صدا و سیما

اولین نکته ای که در مورد سازمان صدا و سیما باید مورد تاکید قرار بگیرد، فقدان فرآیند مدیریت پیام در سازمان صدا و سیماست که از 5 سال پیش مورد تاکید رهبر معظم انقلاب بود به عنوان اصلی ترین ماموریت سازمان صدا و سیما. من یک سری مصادیق را می گویم، ولی اصلا به این مصداق ها کاری ندارم و از آقای مهندس هم خواهش می کنم درباره این مثال ها که گذشته و مافات مضی، خودشان را نگران نکنند و ان شاءالله که آن چیزی که ما فکر می کنیم در تاثیر این مثال ها، حداقلی باشد، بحث ما درباره آینده است. ببینید ساده ترین منظور ما از فرآیند مدیریت پیام این است که سازو کار پیشینی و به قول ادبیات دینی هدایتی پیشینی برای تولید محتوا در سازمان صدا و سیما، از راس و بالاترین قسمت، که به قول ما رسانه ای ها می شود نخبگان فرهنگی، تا پایین ترین قسمت که می شود یک تهیه کننده و عامل برنامه ای وجود ندارد، و طبعا در هر سطحی این محتوا یک بیانی دارد. من چون در سازمان کتاب برنامه می نوشتم، می دانم بیانی که برای گروه باید نوشت چه هست، بیانی که برای تهیه کننده باید نوشت چه هست، اینها تفاوت دارد. برخی اش کیفی است و بعضی اش هم کمی. به هیچ وجه فرایند مدیریت پیام در سازمان صدا وسیما وجود ندارد.

عدم اجرای سیاست ها و ضوابط مصوب

علی رغم هزاران صفحه ای که البته قبل از مسئولیت شما در افق رسانه نوشته شد و صدها صفحه باز در قبل از دوره مسئولیت شما و بعد از آن در کتاب برنامه )کتاب ضوابط و اصول) نوشته شد، به هیچ وجه این سیستم اجرا نشد و نمی شود. قولی که اوایل مسئولیت تان در محضر حضرت آقا داده بودید، مبنی بر اینکه تهیه کننده محوری را تبدیل به برنامه محوری می کنید و این خیلی وعده و قول خوبی بود، انجام نشده.

فقدان اثر هدایتی مراکز پژوهشی سازمان بر برنامه های تولیدی

ما الان 11 مرکز و دفتر پژوهشی در سازمان صدا وسیما داریم. چقدر این مراکز پژوهشی تاثیر هدایتی دارند بر محتوایی که به قول شما سر سفره مردم از آنتن پخش می شود و چقدر وقت دارند و چقدر اهمیت دارند. ما به کرات می شنویم که مدیران این بخش های پژوهشی که ما در فضای دانشگاه با آنها ارتباط داریم، می گویند ما تاثیر هدایتی نداریم، به لحاظ اینکه الان مثلا سه ماه مانده به ماه مبارک، می گویند آقا این سریال سوژه اش برزخ است، آفای مرکز پژوهش های اسلامی بنشین یک جوری خلاصه مثل آن قضیه سربازی می شود که نماز نمی خواند، رفت پیش یک روحانی گفت با پوتین هم می شود نماز بخوانی، گفت بله با پوتین هم می شود نماز بخوانی، بعد یکی از این مامومین رفت گفت آقا این چی بود شما به او گفتید، گفت اگر می گفتم نمی شود با پوتین نماز بخوانی همین نماز را هم نمی خواند. اینچنین اتفاقی در این مراکز می افتد و تاثیر هدایتی ندارد و حتی اینها از تاثیرگذاری منع می شوند. من باز یک سری مثال برای شما بخوانم. همین جدیدا این تجلیلی که از آقای عیاری انجام دادید، دیدید که ایشان گفت تا حالا اینچنین اعتمادی در ساختار کشور سابقه نداشته است، چون من اصلا این سریال را بدون فیلمنامه و طرح جلو برده ام. من نمی فهمم مدیریت پیام کجاست؟ یا همین آقای سروش صحت. آقای صحت در نقد سریال برره در مرکز تحقیقات صدا و سیما که خیلی جلسه جالبی هم بود، می گفت من صبح همین طور خواب آلود می آمدم تا بچه ها را گریم می کردند، من می نوشتم که امروز قرار است چه بگذرد! حالا سریال برره که خود آقای ضرغامی در جلسات شورای عالی لطف می کردند می گفتند سریال برره را اصلا من سوژه اش را دادم و من گفتم که روی شهرام جزایری کار کنند، حالا اینکه چقدر روی شهرام جزایری تاثیر می گذارد و چقدر روی فرهنگ دینی مردم این بماند. و آخرین مورد هم، سریال بزنگاه که همه اینها منبع دارد. آقای عطاران در مصاحبه با شهروند امروز گفته بود ما همین طور صبح می آمدیم فیلمنامه می نوشتیم و... چون می دانید که ایشان خیلی حال حرف زدن هم نداشت! اینها نشان می دهد که فرایند مدیریت پیام علی رغم همه زحمات خالصانه وجود ندارد. انصافا من الان چشم های سرخ آقای ضرغامی را که دیدم، احساس کردم ایشان کمبود خواب دارند! و می دانم که در این اشل مدیریتی چقدر آدم باید زحمت بکشد. ولی همین اخیرا باز در مورد همین کارتن پت و مت یکی از آخرین قسمت هایش که پخش شده سوژه سریال شراب سازی بوده، یا در برنامه به خانه برمی گردیم خانم آشپز داشته چای انگور درست می کرده یک بنده خدایی زنگ می زند شبکه پنچ می گوید بابا اینکه شراب است، مجری هم گفته آن که حرام است گوشت است! مگر انگور و میوه هم می تواند شراب باشد؟!

یا در سریال های ماه رمضان سال قبل سوژه شما تخریب داماد بود. در سه سریال ما دامادهایی داریم که شیاد هستند. آیا مساله اصلی کشور این است؟ مساله ما این است که ما یک آسیب اجتماعی یعنی دامادهای شیاد پیدا کرده ایم، یا در سریال های ماه رمضان امسال در سه سریال سوژه معتاد بود آن هم معتاد جذاب. آیا این الان مساله کشور است؟ یعنی سیاست کشور این است که معتاد جذاب نشان داده بشود؟ من همین امروز سیاست های کلی مجمع را می خواندم که قرار است تصویب بشود و البته قانون هم رویش نوشته اند در قانون مبارزه با مواد مخدر، آنجا تاکید کرده که نگاه مجرم انگارانه به معتاد – که من الان کاری به درست و غلطش ندارم- پس یک فرایند هدایتی و یک مغزی که در سطوح مختلف محتواهای مختلف مورد نیاز نظام جمهوری اسلامی را در رسانه ملی ترجمان کند وجود ندارد.

مثال آخرش هم بحث خشونت در سازمان است. همه هم می دانند که نتیجه تحقیقات اثبات کرده از اصلی ترین عوامل ارتقاء خشونت در جوامع در حال مدرن، رسانه هایی هستند که فیلم های خشن پخش می کنند. آخرین سینما یک را ببینید، گفته بودند چیزهایی پخش کنید که مردم انتظار دارد شب های جمعه تخمه بشکنند و فیلم های معرفتی و معناگرا پخش نکنید.

جایگاه خالی مشورت و نقد پذیری در سازمان صدا وسیما

و دومین مساله که بسیار مهم است مساله نقد و رایزنی در سازمان صدا و سیماست. سازمان صدا و سیما آیینه تمام نمای تحقق اهداف ملی نظام جمهوری اسلامی ایران است. خودش این وسط عاملیتی ندارد فقط این وسط یک آیینه است. به قول آن روایت گره زدن خرد سازمان به خرد جمعی و به خرد نخبگان این عین خردورزی است و عاقل ترین آدم ها کسانی هستند که مشورت می کنند آدم هایی هستند که نقد می شوند، ولی ما الان در فضایی حضور داریم که بزرگترین نخبگان کشور می گویند ما حاضر نیستیم حتی یک مصاحبه بکنیم، چه برسد به اینکه برویم در جلسه نقد شرکت کنیم.

الان قبل از جلسه دوستان سازمان تهدید کرده اند که ما جلسه را کنسل می کنیم، چون دوربین اجازه داده نشده است، من گفتم حاشا و کلا. اصلا نگاه آقای ضرغامی به این جلسه آنونس تبلیغاتی نیست. این یک جلسه معرفتی است که ما آمده ایم گفت و گو و بحث کنیم. ببینید تنها جلسه ای در ده سال اخیر رهبری با دانشجویان که صحبت های دانشجویان در حضور رهبری پخش نشد، همین جلسه اخیر بود. چرا؟ چون یک خانمی نکات ارزنده ای را در نقد سازمان البته از منظر خودشان بیان کردند و حضرت آقا هم اول تایید کردند و بعد گفتند مسئولین صدا وسیما اقتضائات خودشان را دارند و شما نقد بکنید. آن صحبت ها پخش نشد و صحبت های آقا به شدت فید شد و می دانید که فید حقیقت در سازمان صدا و سیما تکنیک های مختلفی دارد و در بخش خبری هشت صبح فردا اساسا این بخش صحبت آقا حذف شد. بروید بیاورید چون من می دانم که معاونت صدا تمام خبرها را ضبط می کند و احتمالا الان روی سایت هم باشد.

از اثر سنجی تا تماشاسنجی

سازمان صدا و سیما بزرگترین کار تحقیقاتی اش تا چندماه پیش رضایت سنجی بود و گزارش هایی که از مرکز تحقیقات به من می رسد، اخیرا دیگر رضایت سنجی هم نیست، اخیرا شده تماشاسنجی. یعنی آمار داده اند، آمار تماشای برنامه های صدا و سیما. در حالی که تماشاسنجی که هیچ، رضایت سنجی هم هیچ، هدف رسانه ملی جمهوری اسلامی ایران باید اثر سنجی باشد. چقدر سریال بزنگاه توسعه دین داری داد؟ چقدر بندگی خدا تسهیل شد؟ حتی با پخش آنونس های تبلیغاتی و آنونس هایی از مراجع عظام تقلید. این مساله باید بررسی بشود. به نظر من اصلی ترین مساله در سازمان تهیه کننده محوری است . چون من با افراد بسیاری در زمینه این اقدامی که اخیرا در سازمان صدا وسیما انجام شد بعد از ماه رمضان صحبت کردم، می گفتند ما به این نتیجه رسیده ایم که عالم و دنیا مخالفت بکنند با یک مقوله ای در رسانه ملی، آب از آب تکان نمی خورد. چرا؟ چون در همین قضیه اخیر ماه رمضان سازمان تا آخرین لحظه مقاومت کرد و هنوز هم مقاومت می کند که هیچ سوء مدیریتی اتفاق نیافتاده است. قطعا شما راضی نیستید که فرزندان خودتان آثار سوء از این محتوایی که تولید و پخش می شود بگیرند. قطعا شما از بدنه مومن مدیریت کشور هستید، ولی توجه داشته باشید که مدیریت پیام و مدیریت رسانه یک امر بسیار پیچیده است و آدم خودش را می خواهد، تخصص خودش را می خواهد. والسلام.