حکمت و جامعه

وبلاگ سید مجید امامی

نگاه برخی سیاستگذاران فرهنگی، از فقه حکومتی غافل است

گزارش خبرگزاری فارس از سخنرانی سیدمجید امامی درباره حجاب و عفاف، در طرح آموزشی دعوت:

به گزارش خبرنگار باشگاه خبری فارس «توانا»، سیدمجید امامی، مدیرگروه مطالعات فرهنگ، دین و ارتباطات مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق (ع) و عضو شورای برنامه‌ریزی شورای فرهنگ عمومی کشور در جمع دانشجویان شرکت کننده طرح آموزشی دعوت در دانشگاه امام صادق (ع) به دو دلیل اهمیت مد و لباس در اندیشه‌های اجتماعی و نظریه‌های فرهنگی اشاره کرد و گفت: یک دلیل آن مبتلابه و عام بودن این مسئله است، دلیل دوم این که مکاتب مختلف جامعه‌شناسی مخصوصا مکاتب تضاد و غیرکارکردگرا مصرف مد، و مصرف سبک زندگی را از این جهت که موضوع مسئله مصرف است، مورد توجه قرار داده و درپی این هستند که منطق تحولات نظام اجتماعی را که به سمت مدل سرمایه‌داری در حرکت است، بررسی کنند.
این مدرس دانشگاه، فلسفه مد را در دو عامل فردگرایی و هویت گرایی (همبستگی) برشمرد و اظهار داشت: تشدید فردگرایی که به اعتقاد "پیتر کیوستو " یکی از چهار آموزه مدرنیته است، یک عامل فلسفه مد است و به تعبیر زیمل مد تا وقتی مد است که انسان در آن تک باشد لذا حیات و بقای مد در منحصر به فرد بودن آن است.
وی افزود: علاوه بر این مطالعات پست مدرن، انتقادی و جدید علوم اجتماعی در مطالعه مد و به تعبیر مکتب مطالعات فرهنگی سیاست‌های بدن (نحوه تصرف آدمی بر بدن خود) فقط به مسئله فردیت به عنوان نوعی عدول از ساحت اجتماعی توجه نمی‌کند، بلکه روی دیگر این بحث را در همبستگی می‌داند، در عصر مدرنیته که به تعبیر "کاستلز " «عصر هویت‌های متکثر و چندلایه است»، انسان به واسطه مقوله مد هویت‌یابی کرده و خود را به بسیاری از گروه‌های اجتماعی که نیاز پیوستن به آنها را دارد، وصل می‌کند.
امامی مسئله سیاست‌های بدن و زیبایی‌شناسی را یکی از اساسی‌ترین قسمت‌های نظام فرهنگی دانسته و بیان داشت: سیاست‌های بدن به اعضای یک نظام فرهنگی سبک زندگی داده و چگونگی خوردن، گذراندن اوقات فراغت و نوع مصرف رسانه‌ای را مشخص می‌کند، از آنجا که در عصر جهانی شدن و پست مدرن عنصر زمان و مکان از بین می‌رود، صورت مسئله مد سیال و پیچیده‌تر شده و تشدید تمرکز پیدا می‌کند تا به تعبیر زیمل؛ «نظام سرمایه‌داری بتواند به واسطه بالا رفتن مصرف موجودیت خود را حفظ کند».
مدیر گروه مطالعات فرهنگ، دین و ارتباطات مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق (ع) با ورود به بحث جامعه‌شناسی فرهنگی مسئله حجاب در ایران گفت: تبدیل شدن موضوع حجاب در ایران به مسئله و به تعبیر دیگر ارتقای سطح اجتماعی حجاب از یک هنجار طبیعی به یک مسئله فراطبیعی و دغدغه به دوره رضاخان بازمی‌گردد، رضاخان متاثر از مدرنیته تحمیلی در سال 1314 طرح لباس متحدالشکل را برای آقایان و در سال 1317 ممنوعیت حجاب را برای بانوان را به اجرا درآورد و از آن زمان به بعد مسئله حجاب وارد دستور کار سیاست‌گذاری فرهنگی در جامعه ایران شد.
وی در این راستا افزود: در دوره پهلوی دوم متاثر از تجربه شکست‌خورده رضاخان در کشف حجاب، حاکمیت سعی کرد مقوله کشف حجاب را با رویکردی کاملا فرهنگی در جامعه ایران علنی کند، در دوره محمدرضا غیر از موارد خاص محدودیت برای حجاب زنان، سیاست‌های کیفری و یا تحمیلی در خصوص حجاب مشاهده نمی‌شود.
وی اضافه کرد: هر برنامه‌ریزی اجتماعی و فرهنگی به سه دسته سیاست نیاز دارد؛ اول، سیاست‌های کیفری به معنای اینکه طبیعتا با تبدیل یک مقوله به ارزش و یا هنجار فرهنگی، در خصوص عدم التزام به آن نگاهی محرومیت‌زا و امتناعی وجود دارد؛ دوم؛ سیاست‌های تشویقی به معنای ضمانت‌ اجرای مثبت برای برنامه‌های فرهنگی و دسته سوم، سیاست‌های ارشادی به معنای تعمیق حضور یک ارزش یا هنجار در نظام فرهنگی است.
امامی در تشریح وضعیت مسئله حجاب در آغاز انقلاب اظهار داشت: شاید بتوان گفت اگر موضوع حجاب در دوران پهلوی تبدیل به مسئله نمی‌شد، در دوره بعد از انقلاب نیز مسئله نبود، مسئله حجاب در سال 58 برای رفع یک بحران اجتماعی در دوائر دولتی اجباری شد، اگر این تصمیم اتخاذ نمی‌شد اساسا آن شور انقلابی و بلوغ دینی فراگیر شده در جامعه ایران، به مسیر صحیح خود هدایت نشده و بحران بوجود می‌آمد، با آغاز دفاع مقدس و گسترش روحیه‌ای که ماهیت دفاع و بازگشت پیکرهای شهدا در شهرها ایجاد می‌کرد، عملا مقوله بدحجابی به کنار رفت و به صورتی طبیعی وارد اصول و ارزش‌ها و عرف فرهنگی شد.
این مدرس دانشگاه خاطرنشان کرد: این روند ادامه می‌یابد تا دهه 70 که بندی از قانون مجازات اسلامی تنقیح شده و مجازات بی‌حجابی در معابر عمومی را، بدون اینکه تعریف مشخصی از مقوله بی‌حجابی داشته باشد، مطرح می‌کند.

نگاه اقتصاد‌مدار دولتی و برنامه‌های توسعه‌محور مسأله حجاب را متأثر کرد

عضو شورای برنامه‌ریزی شورای فرهنگ عمومی کشور با اشاره به اینکه نکته‌ای که در 15 سال اخیر مقوله حجاب را پررنگ‌تر کرد، نوع نگاه اقتصاد مدار دولتی و برنامه‌های توسعه محور بود، گفت: این نگاه بردارهای اجتماعی جدیدی را از حالت منفعل به حالت فعال درآورده و وارد حیات فرهنگی ایران کرد که اینها به صورت شدید بر مقوله حجاب تاثیرگذار بودند.

نمی‌توان مسئله حجاب را فارغ از نظام جنسی جامعه، نظام رسانه‌ای و نظام درآمدزایی آن تعریف کرد

امامی مسئله حجاب را پیچیده،‌ چند ضلعی و محصول نظام‌های اجتماعی مختلف دانست و اظهار داشت: نمی‌توان مسئله حجاب را به عنوان خرده نظامی، ذیل خرده نظام سبک زندگی فارغ از نظام جنسی جامعه، نظام رسانه‌ای جامعه و نظام درآمدزایی آن تعریف کرد، به عنوان مثال نظام اشتغال جامعه تاثیر بسیاری بر نظام پوشش دارد، آیا در جامعه نقشه‌ای برای اشتغال زنان از نظر جنسیتی داریم؟ وقتی در نظام اشتغال یک جامعه زن به کاری وادار می‌شود که مستلزم نحوه خاصی از حجاب و پوشش است انتظار رعایت پوشش به طور کامل انتظاری بیهوده است.

هنر جمهوری اسلامی مکلف دانستن حاکمیت در خصوص مهندسی پوشش است

این مدرس دانشگاه خاطرنشان کرد: اگر از برخورد و تعریف فرهنگی با مقوله حجاب سخنی به میان می‌آید به این معنا نیست که سیاست‌های کیفری کنار گذاشته شده و فقط سیاست‌های تشویقی و ارشادی مدنظر قرار گیرد، گاهی اوقات گفته می‌شود، چرا با این مسئله به صورت امنیتی و سیاسی برخورد می‌شود در صورتی که ماهیتا فرهنگی است، اگر منظور از اینکه حجاب امری سیاسی نیست این است که تنها متعلق به یک نظام نبوده و امری چند وجهی است، درست است؛ اما اگر منظور این است که حجاب موضوع سیاست‌گذاری نباشد درست نیست؛ اتفاقا هنر جمهوری اسلامی و از عوامل تفاوت آن با نظام‌های دیگر ظاهرا اسلامی این است که حاکمیت،‌ خود را در خصوص مهندسی پوشش و هدایت‌گری آن مکلف دانسته و شهروندان نیز این انتظار را از حاکمیت دارند.
امامی با بیان اینکه مبانی فقهی الزام حکومت به حجاب مفصل و عمیق است، اظهار داشت: بنده این مبانی را قبول دارم اما روش اجرای این مقوله را قابل بحث دانسته و موافق وضعیت فعلی نیستم، به نظر بنده ریشه اصلی تشدید بحران‌های فرهنگی از جنس حجاب در جامعه ما رویکرد فردی در تولید، پشتیبانی و تقویت نظری حکومت دینی و عدم توانایی در حل آنهاست.

نگاه برخی از سیاست‌گذاران فرهنگی غافل از فقه حکومتی و دید اجتماعی به اسلام است

وی نگاه برخی از سیاست‌گذاران فرهنگی را غافل از فقه حکومتی و دید اجتماعی به اسلام دانست و گفت: جنس این نگاه به مسئله حجاب به عنوان خرده‌نظام پوشش در توازن با ده‌ها نظام اجتماعی دیگر از جمله نظام رسانه‌ای، اشتغال، درآمدزایی و نظام جنسی نیست، در جامعه‌ای که فقه آن حجاب را برای بانوان پوشش همه قسمت‌های بدن به جز وجه و کفین تعریف می‌کند،‌ اگر نظام رسانه‌ای و تبلیغات تجاری رفتار خاصی را در این حوزه ترویج کنند دیگر نمی‌توان انتظار داشت دختری 15 ساله خود را خارج از نظام آن رفتار بروز دهد، مگر اینکه مهجوریت اختیار کند، اینکه به عنوان مثال یک سیاست‌گذار فرهنگی، یک تهیه کننده سینما و یا یک مدیر عامل طراح خط تولید کارخانه برای چه نوعی از پوشش منزلت و پاداش اجتماعی متصور می‌شود، در ظهور این نوع پوشش در میان افراد تاثیرگذار است.
امامی در پایان خاطرنشان کرد: بنابراین یک نظام اجتماعی اسلامی برای طراحی نظام پوشش باید مواضع خود را در نظام‌های دیگر از جمله اشتغال، رسانه و نظام جنسی به تفصیل مشخص کرده باشد.